درخواست مشاوره تماس

جشنواره

معرفی آنتون کریل معامله گر بازارهای مالی

شیراز یورس
account_circle معین تقی زادهaccess_time 23 مارس 2020

آنتون کریل:

من در سال 1979 در لیورپول (شهری بندری در شمال غربی انگلستان) متولد شدم. زندگی در آنجا و آن سالها دشوار بود. وقتی که 4 ساله بودم پدرم آنجا را ترک و به آلمان مهاجرت کرد. و مادر من باید تمام وقت کار میکرد تا بتواند خانه را برای من و برادر کوچکم اداره کند، من بیشتر دوران کودکیم را به بازی کردن فوتبال و شرارت با تعدادی از بچه های خیابانی گذراندم. درآمد ما کم بود و مادر من پول کمی برای خرید هرچیزی داشت. و به نظر میرسید در آن زمان پول و رفاه از زندگی ما فاصله گرفته است.

شیراز یورس

هدف موسسه کارآفرین آوای مشاهیر:

اینها پرسش هایی هستند.که سعی شده دراین مقاله در موسسه کارآفرین آوای مشاهیردر راستای آموزش بورس درشیرازمنتشر شده به طور مختصر پاسخ داده شود.پس تاپایان با ما همراه باشید.

خردسالی آنتون کریل:

کودکی من در مقایسه با بسیاری از همکلاسی هایم بسیار سخت بود. از یک نظر هم بزرگ شدن این یک امتیاز به شمار می آید. و ما زودتر بالغ شدیم چون مجبور بودیم مسئولیت های سنیگن تری نسبت به سن مان داشته باشیم. در نوجوانی متوجه شدم که دنیای من چقدر کوچک است و افرادی در اطراف من به آن هیچ توجهی ندارند. هدف اصلی همه این بود که فقط زنده بمانند.

ترک لیورپول:

در 13 سالگی تصمیم گرفتم که من باید زندگی بهتری داشته باشم. من 5 سال بعد را صرف برنامه ریزی و ساخت رویاهایم کردم. در سن 18 سالگی از خانه خارج شدم .مثل خیلی های دیگر و به دانشگاه رفتم. زندگی من دیگر عوض شده بود و لیورپول و خانواده ام را ترک کردم که  این موضوع قلب مرا به شدت آزرده کرده بود.

گلدمن ساکس:

من اولین نفری بودم که در خانواده ام به دانشگاه رفتم. در رشته کارشناسی اقتصاد دانشگاه منچستر پذیرفته شدم و از سن 18 تا 21 سالگی به تحصیل پرداختم، و سعی داشتم که به رویایم که معامله گری برای یک بانک در لندن بود دست پیدا کنم. در یک معرفی به “گلدمن ساکس” دعوت شدم که یک مصاحبه کاری با شرکت انجام دهم. من شغل را به دست آوردم و غرق در احساسات شدم. من یک پیشنهاد امن و بدون قید و شرط داشتم. یک کار به عنوان معامله گر در یکی از بهترین بانک های سرمایه گذاری دنیا در سن 20 سالگی. من امتحان های حرفه ای ام را دادم و به کار فرستاده شدم.

وال استریت:

بعد ها در وال استریت در نیویورک آموزش های تکمیلی ام را به اتمام رساندم. در برگشتنم به لندن بر روی بازار سهام اروپا معامله انجام میدادم که به سرعت شهرت فراوانی برای خودم به عنوان معامله گری که ریسک های بزرگی انجام داده بدست آوردم، و معامله هایی را انجام میدادم که دیگران از دست میدادند. یا اصلا در نظر نمیگرفتند. و به سرعت موفقیت هایم در بازار پخش شد و بعد از 4 سال کار برای “گلدمن ساکس”، از شرکت Lehman Brothers به سراغم آمدند.  از من برای انجام معاملات اروپا دعوت کردند. من برای Lehman Brothers برای 2 سال کار کردم و آن را بهترین شرکت معاملگری اروپا کردم.

معامله گر:

من تبدیل به یک معامله گر تثبیت شده در بازار شده بودم. من مردی شده بودم. که بدون توجه به ابعاد و پیچیدگی کار به هرجایی میرفتم تا کارم را انجام دهم. بعد از فقط 2 سال کار برای Lehman Brothers ، جی پی مورگان شعبه انگلیس مرا متقاعد کرد . که پست معاون رئیس در معاملات اروپا را به عهده بگیرم. که فقط چند هفته بعد از تولد 26 سالگی ام بود.

ورود به بازار:

ما در جایی از زمان بودیم که به وضوح پایان دوره 5 ساله بازار صعودی بود. به وضوح یک فرار مغرها در شهر اتفاق افتاده بود، خیلی از همسن های من که استعداد کمی داشتند. استخدام شدند تا جای افرادی که خالی شده بود را پر کنند. توانایی آنها به وضوح با حقوقی که به آنها پرداخت میشد برابری نمیکرد. ورود به بازار بدون در نظر گرفتن ریسک و یا نداشتن هیچگونه درکی از ریسک به یک مساله طبیعی تبدیل شده بود. و این برای من کاملا واضح بود که پایان روزهای خوب نزدیک است.

ماتریالیسم:

زندگی مردم وطنم بی معنی و بی جهت بود در مقایسه با زندگی های مردم بیشماری که در سفرهایم ملاقات کرده بودم. که سرشار از همدلی و سخاوت و خانواده بود. حرص و طمع و ماتریالیسم مفاهیم بیگانه ای بودند و حتی در الویت های زندگی آنها قرار نداشتند. و من را به رویاهای دوران بچگی ام برگردانده بودند و الهام بخش من بودند برای خلق چیزی خاص و بدست گرفتن سرنوشت خودم.

برچسب ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.